على زمانى قمشه اى
29
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مىشود ، ازاينرو براساس همان افق مرئى ( ظاهرى ) آن را تنظيم كرده ، در جاى خود قرار مىدهد . مقايسهء قطعات موجود در موزه با ساعت فعلى كه بر اسلوب نجوم سنتى قرون وسطايى تهيه و در 1293 ق به وسيلهء طنطاوى بر مناره نصب شده ، حكايت از آن دارد كه اين ساعت ، تقليد كاملى از ابن شاطر است كه به موجب نوشتهء موجود بر روى صفحهء آن طنطاوى چيزهايى بر آن افزوده است . به نوشتهء نعيمى ، صفدى ، مورخ معاصر ابن شاطر ، اشاره به اسطرلابى مىكند كه ابن شاطر خود آن را ساخته و بر ديوارى در خانهاش قرار داده بود و شب و روز بدون چرخ يا آب و يا وسيلهء محركهء ديگرى در حركت بوده و ساعات اعتدالى و زمانى را نشان مىداده است . مسلما دستگاه مزبور كه سير و حركت دورانى داشته ، اسطرلاب نبوده ، بلكه همان ساعتى بوده كه بعدها به اروپا منتقل شده است . گذشته از ساخت و تكميل آلات نجومى ، مهمترين كار تئوريك ابن شاطر نظريّهء سيّارهاى اوست كه تغييرات تازهاى در الگوهاى بطلميوس وارد كرد . وى ضمن تشريح و انتقاد اغلب نظريات بطلميوس ، براساس رصدها و الگوهاى مندرج در الزيج الجديد خود ، سير اجرام آسمانى براساس نظام بطلميوسى را رد كرده و دلايلى در اثبات نظريهء خود ارائه كرده است . ابن شاطر حركت خورشيد را از ديد ناظر در زمين به صورت مجموع حركتهاى تدويرى در نظر گرفته است . وى در اين نظريه بهطور آشكار فلك حامل خارج از مركز و فلك معدل المسير را كه در مدل بطلميوسى آمده ، حذف كرده و بهجاى آنها از فلكهاى تدوير درجهء دوم استفاده كرده است . هدف نهايى وى نه اصلاح مبانى نجوم عملى ، بلكه به وجود آوردن يك نظريهء سيارهاى بوده است كه از حركات يكنواخت در مدارهاى دايرهاى فراهم آمده باشد . در مورد خورشيد هيچ مزيتى از